تبليغاتX
خاطرات روزانه
وبلاگی در خصوص مسائل روزانه
سلام بازدید کننده گرامی

وبلاگ حاضر حاوی خاطرات شنیده ها و تجربیات شخصی مدیر آن می باشد. 

همه مطالب آن واقعی است.

ممکن است  بعضی از آنها اغراق آمیز  یا غیرواقعی بنظر برسد و باورش مشکل اما مجدا تاکید می کنم همه مطالب آن واقعی است.البته اصراری ندارم که حتما آنها را قبول کنید.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 22:52  توسط ایمان | 
مرداد ماه بود و اوج گرما. رفتیم شمال خونه یکی از آشناها.اونها ما را به کلبه ییلاقی خودشان دعوت کردند.هوا بارانی بود و ما با ماشین شخصی خودمان می باستی از داخل جنگل رد می شدیم.ابری بودن هوا و بارندگی شدید و درختان انبوه در آن عصر باعث تاریکی شدید شده بود.بعد از عبور از جنگل به کوههای البرز رسیدیم.در این لحظه هوا کاملا تاریک شده بود به علت مه و شبنم جاده خاکی گلی شده بود. در آخرین گردنه مانده به ییلاق آنان به علت خیس بودن زمین چرخها سر خوردند و ماشین بالا نمی رفت.شاید بیش از ۲۰ بار تلاش کردم ولی نتوانستم ماشین را از شیب تند جاده خاکی بالا ببرم.به ناچار ماشین را در جای کم شیب تر پارک کردم.خوشبختانه عادت کردم در همه فصول سال زنجیر چرخ در داخل ماشینم باشد.زنجیر را به زاپاس بستم و چرخ را عوض کردم و به سلامتی از گردنه شیبدار عبور کردم.


برچسب‌ها: زنجیر چرخ در تابستان
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 23:29  توسط ایمان | 
تصورات کودکانه در سال اول دبستان

  • کوچیک که بودیم در روستا زندگی می کردیم .برق نبود لوله کشی آب نبود.مردم آب آشامیدنی را از چاهها با طناب و سطل بالا می آوردند و یا از چشمه ها و برای شستن لباس ها و ظروف معمولا از آب رودخانه ها استفاده می کردند.حتی در شهرهای بزرگ هم در بعضی محلات به این نحو بود.یک شب برای برداشتن آب با فانوس به همراه خواهرم به کنار رودخانه رفتیم با کمال تعجب دیدم آب رودخانه حرکت میکند.آخه مگه رودخانه شبها حرکت می کند.
  • فکر می کردم از زیر ماشین سیمی به تیر برق وصله که چراغ های ماشین روشن میشه
  • همیشه برام سوال بود که چطوری پدران ما سنمان را با نگاه کردن به شناسنامه متوجه می شوند.پیش خودم نتیجه گرفتم لابد هر سال که بزرگتر میشیم پدرانمان شناسنامه ها را می برند اداره ثبت احوال و مامور ثبت سن جدید ما را مینویسد مثلا ۸ سال
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 0:29  توسط ایمان | 
تلویزیون عراق در دوره صدام هر شب راس ساعت ۱۱  فیلمهای هالیودی به زبان اصلی و با زیر نویس عربی پخش می کرد.قبل از پخش  فیلم می نوشت "فیلم الاجنبی" یعنی فیلم خارجی و منظور اعلام پخش فیلم خارجی بود.حال تصور کنید کلمه "اجنبی" را در فرهنگ ایرانی دارای بسیار منفی  است و در زبان آنان این مفهوم را ندارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 0:11  توسط ایمان | 
مدت کمی محل کارمان در یک شهر مرزی در غرب کشور بود.از قضا همان زمان مسابقه فوتبال بین تیم ملی ایران و عراق برگزار شد. تلویزیون بعثی عراق قابل دریافت بود.چندین ساعت قبل از آغاز مسابقه تلویزیون عراق تبلیغات زیادی در این خصوص می کرد.ورزشگاه را که پر از آدم بود و با هیجان شعار می دادند.بعد از گل اول عراق تلویزیون آنان صحنه ای از جنگ را پخش کرد وبعد از گل دوم نیز صحنه دیگری از جنگ را نشان داد.در کل فکر کنم اون بازی را ایران برد.
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 23:15  توسط ایمان | 
رفتم خونه یکی از دوستان زنگ زدم.دیدم دخترکوچکش کلاس دوم ابتدایی بود در را باز کرد و فورا رفت به مادرش بگه مثلا ما آمدیم .موقعی که مادرش اومد گفتم دخترت به محض باز کردن در فورا رفت بهت خبر بده یک لحظه هم نماند. زن دوستم گفت اون دخترم نیود خواهرم بود.گفتم عجب. خواهرش حدود 20 سال به بالا و نامزد داشت اما بدون روسری و بدون دامن دم در اومده بود و این علت اشتباه من بود. حساب کنید ارزش یک دختری که نامزد داره و مثلا 22 سالشه چقدر پایین میاد که میشه به سن یک کودک ابتدایی
در یک کتاب خارجی خوندم حتی زن نباید پیش شوهرش در لباس شبیه مردان بپوشد چرا که شوهرش فکر می کنه با یک مرد داره زندگی می کنه تا با یک زن .
زن باید زنانگی خودش را حفظ کنه تا جایگاهش حفظ شده و ارزش پیدا کنه
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 16:25  توسط ایمان | 
این خاطره عین واقعیت است
یکی از آشناهای قدیمی می گفت در ییلاق یکی از جفت هابی مار را گرفتیم زیر طشتی گذاشتیم جفت ان امد اون را پیدا نکرد احتمالا فکر که انسانی جفتش را کشنه رفت سر ظرف شیر و اونرا سمی کرد بعد ما جفتش را آزاد کردیم و این دو جفت مار که همدیگر را دیدند بطرف ظرف شیر رفته دم همدیگر را بهم گره زده و ظرف شیر را وارونه کردند و شیر را روی زمین ریختند
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1390ساعت 15:46  توسط ایمان | 
در هوای گرم و شرجی تابستان به مراسم عروسی یکی از بستگان دعوت شده بودیم.به ما گفته شد مراسم مذکور در سردخانه برگزار می شود.پیش خودم فکر کردم که عروسی در نزدیکی مکان سردخانه و جایی است که طرفین عروسی توافق کردند چون عروسی دو طرف یک جا برگزار می شد.کم کم گفتند که عروسی در داخل خود سردخانه برگزار می شود.گفتیم مگر می شود شوخی می کنید. بالاخره این امر کاملا با قاطعیت مورد تایید قرار گرفت که بله عروسی در سردخانه است. به عروسی رفتیم دیدیم مهمانان را به داخل سردخانه میوه در حالیکه خالی از میوه بود بردند.میز و صندلی گذاشتند و وسایل پذیرایی مهیا بود.در ان هوای شرجی و گرم سردخانه را روشن کردند. یک هوای بسیار مطبوع و خنکی می وزید که این امر برای همه مهمانان خوشایند بود و تازگی داشت.بالاخره انقدر هوا خنک بود که هنوز هم لذت آن در یادها باقی مانده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت 22:37  توسط ایمان | 
 

 

اما خاطره خودم:بعد از تدریس درس روباه و خروس توسط معلم محترممان برای من با آن فکر کودکانه خیلی سوال بود که چرا روباه برای بدست آوردن خروس اینقدر فریبکاری می کند و حال آنکه فاصله آن دو خیلی نزدیک است بطوریکه روباه می تواند با یک حرکت برق آسا خروس را شکار کند. این موضوع تا مدتهای زیادی فکر من را مشغول کرده بود و پاسخی برای این مسئله خودم نمی یافتم.(در عکس فاصله روباه با خروس خیلی کم است.)

 
+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 19:52  توسط ایمان | 
اعضای قبيله سرخ پوست از رييس جديد مي پرسن: «آيا زمستان سختي در پيش است؟»
 

رييس جوان قبيله که هيچ تجربه اي در اين زمينه نداشت، جواب ميده «براي احتياط بريد هيزم تهيه کنيد» بعد ميره به سازمان هواشناسي کشور زنگ ميزنه: «آقا امسال زمستون سردي در پيشه؟»

پاسخ: «اينطور به نظر مياد»، پس رييس به مردان قبيله دستور ميده که بيشتر هيزم جمع کنند و براي اينکه مطمئن بشه يه بار ديگه به سازمان هواشناسي زنگ ميزنه: «شما نظر قبلي تون رو تاييد مي کنيد؟»

پاسخ: «صد در صد»، رييس به همه افراد قبيله دستور ميده که تمام توانشون رو براي جمع آوري هيزم بيشتر صرف کنند. بعد دوباره به سازمان هواشناسي زنگ ميزنه: «آقا شما مطمئنيد که امسال زمستان سردي در پيشه؟»

پاسخ: بگذار اينطوري بگم؛ سردترين زمستان در تاريخ معاصر!

رييس: «از کجا مي دونيد؟»

>> پاسخ: «چون سرخ پوست ها ديوانه وار دارن هيزم جمع مي کنن!
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
بسیاری ازطنزها از واقعیت نشات گرفته اند و اما خاطره خودم در این ارتباط:
به همراه پدر و برادرم در باغ پدر مشغول کار بودیم. تابستان بود و فصل درو محصول. مشاهده کردیم  جوانی با دوچرخه از آبادی امد.از دوچرخه اش پیاده شده نگاهی به اطراف انداخت و برگشت. چوپانی که گله گوسفندانش را به چرا آورده بود اتفاقا نزد ما بود با دیدن این صحنه گفت اینها که کشاورز نیستند .آقا نمی داند محصولش رسیده یا نه.برای دانستن این موضوع که زمان دقیق درو چه وقتی است به سر محصول خودش میاید اگر دید همجوارنش مشغول درو هستند وی هم دست بکار درو محصول می شود و الا باز منتظر می شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 22:21  توسط ایمان | 
  • چند سال پیش مسافر تاکسی در شهری دورافتاده مرزی بودم که دوتا مسافر بومی هم داشت.راننده تاکسی با مسافر جلویی صحبت می کرد:سه چیز منم منم ندارد.۱-رانندگی کسی نمی تواند ادعا کند مثلا ۳۰ سال راننده است و اتفاقی نمی افتد.۲-قمار بازی هیچ کس نمی تواند ادعا کند یک عمر قمار کرده است و نمی بازد ممکن است در اخرین قمار هر چه بدست اورده را از دست بدهد.۳-کشتی هیچ کس نمی تواند ادعا کند قهرمان است و هیچ کسی نمی تواند وی را شکست دهد چه انکه بلاخره خواه ناخواه روزی کسی پیدا می شود و پشت وی را به خاک می مالد.و اخری را هم خودم اضافه می کنم ۴-مصرف مواد مخدر هیچکس نمی تواند ادعا کند مواد مخدر مصرف کند و معتاد نشود و بگوید من و اعتیاد(یعنی وی انقدر اراده قوی دارد که مواد نمی تواند وی را به زانو دراورده و بر وی مسلط شود.)
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 20:34  توسط ایمان | 
در ابان ماه سال ۱۳۸۶ جهت شرکت در عروسی یکی از بستگان به ناچار مجبور به مسافرت ۱۰۰۰ کیلومتری به همراه خانواده شدیم.در مسیر برگشت مابین همدان ساوه به ناگهان موتور خودرو خاموش شد.در رانندگی خودم را طوری عادت دادم ضمن رعایت مقررات در حد امکان در صورت بروز کوچکترین مشکل در کمترین زمان ماشین را به شانه خاکی جاده هدایت کنم.در این خصوص به محض خاموش شدن موتور فورا به اینه داخل ماشین نگاه کردم  و دیدم  اتوبوسی پشت سرم است .سرعتم حدود ۸۰کیلومتر بود. بیدرنگ راهنما زده و در کمتر از ۱۰ ثانیه در شانه خاکی جاده ایستادم. با بررسی خودرو متوجه شدیم بنزین در حال نشت است.برادرم و خانمش هم همراه ما بودند.برادرم به زیر ماشین رفت و چون نزدیک اذان مغرب بود و هوا تاریک شده بود با استفاده از نور گوشی سونی اریکسون که نور خوبی هم دارد گفت شلنگ بنزین از فیلتر بنزین خارج شده است.شلنگ را در جایش گذاشت و به من گفت استارت بزنم اما به محض زدن استارت به علت فشار وارده مجدا شلنگ خارج شد و با چند بار جا گذاشتن ان باز شلنگ از جایش خارج می شد. در ان نقطه گوشی انتن نمی داد تا به امداد خودرو خبر بدهیم.هوا کاملا تاریک شده بود .برادرم را فرستادم تا به نزدیکترین شهر رفته و یک نفر بیاورد.پس از رفتنش یک گشت پلیس راه را دیدم و برایش دست بلند کردم تا بیایند و از بیسیم گشت به امداد خودرو اطلاع بدهند چون به موقع  انان را ندیدم  تا دستم را بلند کردم  رد شده بودند.پشت سر انان خودرو گشت دیگری با فاصله ۱۰۰ متری رد می شد و انان با بلند کردن دست متوجه شدند جلوتر رفته دور زدند و به پیشم امدند .سوال کردند مشکل چیست گفتم شلنگ بنزین خارج شده است و گوشی انتن نمی دهد یک نفر را فرستادم تا مکانیک بیاورد از شما می خواهم به امداد خودرو زنگ بزنید تا انان بیایند. ماموران پلیس راه که ۳ نفر بودند گفتند ما خودمام درستش می کنیم خودشان جک اوردند و به زیر ماشین گذاشتند یک نفر به زیر رفت و شلنگ بنزین را خیلی محکم جا گذاشت و گفت استارت بزنم که مشکل حل شد وگفتند خیلی محکم شده و هیچ مشکلی ندارد با این حال در اولین تعمیرگاه بازدید شود تا اطمینان حاصل شود که این کار را کردم و فیلتر بنزین را عوض کردم.از انان تشکر کردم .می خواستند بروند که از انان مشخصات شان را خواستم .واقعا امتناع کردند و با اصرارم اسم خودشان را دادند. حرکت کردم و جلوتر به برادرم زنگ زدم که مشکل حل شد.بعد از رسیدن به شهر محل سکونت خودم با توجه به اینکه کمک ماموران از روی صداقت و خارج از وظیفه محوله انان و در شرایط سخت بوده به مرکز ۱۹۷ رفتم و با نوشتن خلاصه ای از ماجرا تقاضا کردم به نحو مقتضی ماموران مذکور مورد تشویش قرار گیرند .بعد از مدتی نامه ای از فرماندهی منطقه انتظامی ساوه به دستم رسید که انان مورد تشویق قرار گرفتند.این نوشته تشکر مجدد از انان است.
+ نوشته شده در  جمعه دوم مهر 1389ساعت 0:39  توسط ایمان | 
دیشب ۲۹/۰۶/۸۹ تلویزیون به مناسبت هفته دفاع مقدس برنامه ای با حضور دو نفر از خلبانان نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران پخش کرد متاسفانه نتوانستم اوایل برنامه را ببینم اما مطالبی را که بیان می کردند نشان از اوج ایثار و از خودگذشتی خلبانان کشورمان است .لازم است سایت ها از کپی صرف خودداری و نسبت به تولید مطالب فرهنگی خودداری کنند. الان یک مطلبی در جایی منتشر می شود و همه سایت ها عین ان مطلب را بدون کوچکترین تغیر و بدون اضافه کردن مطلب جدید روی ان کپی می کنند ومنتشر می کنند.بنده با توجه به مشغله کاری صرفا اندکی از انرا انجام می دهم و کار اصلی را افرادی باید انجام بدهند که کار تخصصی انان است.خلاصه انچه دیدم به شرح زیر است:در روزهای اول جنگ نیروهای ما امادگی لازم را نداشتند و ما به نوعی غافلگیر شدیم . ارتش تا بن دندان مسلح عراق با سرعت زیاد در حال پیشروی و تجاوز در خاک کشورمان بود.نیروی زمینی ما اگر می خواست در منطقه مستقر شود و راه بعثی ها را سد کند به یک ماه زمان نیاز داشت لذا بهترین امکان که در عرض مدت کوتاهی بتواند مانع پیشروی دشمن شود استفاده از نیروی هوایی بود.تانک های دشمن با بیشترین سرعت در حال پیشروی بودند بطوری که اگر حداکثر سرعت تانک ۶۰ کیلومتر در ساعت بود در بعضی مناطق انان با این سرعت پیشروی می کردند جرا که نیروی مهمی در مقابل انان نبود.لذا بهترین گذینه که بتواند پیشروی انان را سد کند و انان را از حالت تهاجمی به لاک تدافعی وادار کند استفاده از نیروی هوایی بود.سرهنگ شهد فکوری یکی از بهترین استراژیست ها بود .ایشان تاکید کرده بود وبه هر یک از پایگاههای درگیر در جنگ که درصد معینی  از سورتی های پرواز مثلا ۶۰ درصد پالایشگاهها خطوط انتقال نفت تلمبه خانه ها را بزنند و مابقی تانک ها را بزنند .با زدن پالایشگاهها ماشین جنگی عراق بدون سوخت شده بود و سرعت پیشروی انان کند شده بود که در یک مورد۶۵۰ دستگاه تانک دشمن جا مانده بود و علت ان این بود بعلت بمباران پالایشگاهها و تاسیسات نفتی سوخت نایاب شد و در این تانکها یک لیتر بنزین نمانده بود.در روز های اول جنگ ۳ پایگاه هوایی بوشهر دزفول و همدان به علت نزدیکی به مناطق عملیاتی قابل بهره برداری بودند. به علت نزدیکی پایگاه هوایی دزفول به مرز عراق و سرعت زیاد پیشروی تانکهای عراقی احتمال سقوط پایگاه مذکور زیاد بود و دستور رسید که پایگاه فورا تخلیه و منهدم شود که این برای ما خیلی سنگین بود که پایگاه خودمان را به دست خودمان با کل تجهیزات باقیمانده نابود کنیم. تعدادی از هواپیما های جنگی به پایگاه دیگری منتقل شد.نیروهای باقیمانده از همانروزهای اول جنگ جهت جلوگیری از هجوم تانک ها که هیج نیروی موثر و مهمی در جلوی انان نبودند با هواپیما های جنگی به شکار تانکها پرداختند که در طی چندین روز نبرد پیاپی تعداد زیادی از انها را شکار کردند و در نتیجه تهاجم انان دفع و دشمن در لاک دفاعی فرو رفت. هر سورتی پرواز (از لحظه بلند شدن هواپیما و رسیدن به منطقه عمایاتی  و موشک بارن تانکها) حدود ۲۵ دقیقه طول می کشید.بعلت گستردگی هجوم دشمن و مستقر نبودن نیروهای پیاده زمینی در منطقه و اماده نبودن انان تنها وسیله متوقف کردن فوری تانکها استفاده از هواپیماهای جنگی بود و لذا جنگنده ها بعد از موشک باران تانکها و تمام شدن سوخت فورا به پایگاه مراجعه کرده سوخت و مهمات گرفته مجددا به منطقه بر می گشتند. در اوایل هواپیماهای سوخت رسان  تانکر نبود ولی فورا به منطقه اورده شد تا جنگنده ها در هوا سوختگیری کرده تا حظور دائم در منطقه داشته باشند. بر طبق استانداردها هر خلبان مدت معدود و محدودی در یک مدت معین پرواز کند ولی فشار جنگ و حجم انبوه تانک ها و اینکه نیروی زمینی در منطقه مستقر نشده بود خلبانان مجبور بودند ساعت ها پرواز کنند بطوری که ساعات کار تعداد زیادی از انان به رکوردهای باور نکردنی ۸ ساعت پرواز در روز رسید. رکوردهای دنیا را در این خصوص برای اولین بار شکستند.حتی یک رکورد ۱۴ ساعت از یکی از خلبانان ثبت شده است.این اوج ایثار است. پرواز زیاد و بدون استراحت و نیاز به اب و غذا و دقت در هدفگیری دشمن و شلیک مداوم موشک و توپ های ضد هوایی دشمن  و جنگنده های بعثی که انان را در معرض خطر و خستگی مفرط قرار داد.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام شهریور 1389ساعت 22:15  توسط ایمان | 
در خبر ها امده بود که یکی از جاسوسان امریکایی که زن می باشد با گذاشتن وثیقه ۵۰۰ ملیونی ازاد می شود. در حالی که رفتار امریکا با ملت های دنیا وحشیانه است که نمونه ان حمله به افغانستان و عراق است و کشتار بیش از یک ملیون عراقی و هزاران افغان و مجروح کردن تعداد بیشماری از انان و اواره کردن هزاران خانواده و کشتار ۲۰ هزار دانشمند عراقی و غارت اثار باستانی عراق و شکنجه زندانیان با بدترین شیوه ها و ربودن شهروندان سایر کشور ها با کمک سیا و موساد و عدم محاکمه بازداشت شدگان در گوانتانمو و جنایات بی شمار دیگر علیه بشریت است رفتار ما با امریکایین جاسوس غیر قابل قبول و بخشش است .دولت ما حق چه کسی را با چه مجوزی بخشیده است. امریکا هنوز که هنوز است انان را کوهنوردانی می داند که از مسیر خودشان با داشتن جی پی اس منحرف شده اند و وارد خاک ایران شده اند . تصور کنید اگر یک خارجی علی الخصوص ایرانی به طور غیر قانونی وارد خاک امریکا می شد انان چقدر تبلیغات علیه کشورمان می کردند و با غرور شیطانی خودشان اعلام می کردند وی قوانیت ایالات متحد امریکا را نقض کرده است.دموکراسی یعنی رعایت قانون.و وی را به حبس های طویل المدت محکوم می کردند. اینک دلیل مطلب مذکور به گزارش سرویس بین الملل جهان، "سارا شورد" شهروند آمریکایی که به تازگی اجازه خروج از ایران را یافته شب گذشته در جمع خبرنگاران در نیویورک حاضر شده و به سوالات آنان پاسخ داد. وی که پس از 13 ماه بازداشت در ایران بنا به دلایل انساندوستانه آزاد شده، به همراه مادرش نورا در این کنفرانس حضور یافت.



شورد در پاسخ به خبرنگاران گفت که از آزادی خودش احساس بسیار خوبی دارد اما همچنان نگران همقطاران زندانی اش در ایران است. وی در ماه جولای به همراه "شین باور" نامزدش و "جاش فتال" دوست وی در مرزهای غربی ایران بازداشت شده و به جاسوسی علیه این کشور متهم شد.



این زن 32 ساله که در زمان دستگیری اش در سوریه زندگی و کار می کرد، هر گونه اتهام علیه خود از سوی دولت ایران را تکذیب و تاکید کرد که هیچ اقدام خطایی انجام نداده است. وی مدعی شد که نه جاسوس و نه جنایتکار است و نگاه داشتنش در زندان طی این مدت طولانی توسط تهران، اشتباه بوده است.



این در حالی است که وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ایران و جاسوسی ماهها در زندان به سر می برد و هفته پیش با وثیقه 500 میلیون تومانی و بدلیل بیمار بودن اجازه خروج از ایران را یافت.



با این حال شورد به خبرنگاران گفت که طی معاینات پزشکی که از وی در عمان صورت گرفته هیچگونه بیماری نداشته و در صحت کامل به سر می برد. وی همچنین از کشورهای دیگر خواست که برای آزادی دوستانش در ایران به این کشور فشار آورند.



شورد با بیان اینکه اکنون زمان جشن گرفتن وی برای آزادی اش نیست ابراز امیدواری کرد که این جشن را پس از آزادی دو دوست دیگرش بگیرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 0:39  توسط ایمان | 

دختران مجرد و صدا وسیما                                                          

    به هزار و یک علت تعداد زیادی از دختران جامعه ما پس از رسیدن به سن ازدواج مجرد مانده اند و یقینا تعداد زیادی از انان تا پایان عمرشان بدون شوهر می مانند. متاسفانه در بسیاری از فیلم ها یا مجموعه های تلویزیونی به این دختران مجرد توهین می کنند اصطلاحاتی مانند دختر ترشیده و ... بارها و بارها از تلویزیون پخش می شود. تهیه کنندگان بی هنر وقتی توانایی ارائه کاری خوب را ندارند سراغ سوژه های خاص می روند که نمونه دیگر ان مسخره کردن لهجه های قومیت های مختلف است.بطور شفاف باید گفت تهیه کنندگان و مسولین صدا وسیما در این خصوص دارای خلا فرهنگ هستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم شهریور 1389ساعت 0:9  توسط ایمان | 
پایگاه اطلاع رسانی قسط در زمینه اعلام اسامی مفسدان قضایی دایر شده است.مطابق ماده ۱۸۸ قانون ایین دادرسی کیفری اسامی مفسدان اقتصادی پس از قطعیت رای محکومیت انان می بایستی توسط دادگاه با هزینه متهم در یکی از جراید کشور اگهی شود.علی رغم صراحت قانون متاسفانه این امر صرفا از طریق پایگاه اطلاع رسانی "قسط" انجام می شود و از اعلام اسامی در جراید و اگهی ان در روزنامه خودداری می شود.پایگاه مذکور نیز صرفا اسامی تعدادکمی از انان را اعلام می کند و با فشار افکار عمومی و صدا و سیما اخیرا بعد از گذشت بیش از ۱۵۰ روز اسامی تعدادی از این دزدان یقه سفید را اعلام کرده است.هیجگونه عکسی از این دزدان محترم ملیاردی در پایگاه مذکور وجود ندارد. حال تصور کنید اگر یک افتابه دزد را دستگیر کنند چطور در روزنامه ها و تلویزیون تصاویر وی را حتی قبل از پایان تحقیقات و صدور کیفر خواست ومحکومیت  و قطیت ان و به محض دستگیری  پخش می کنند.به نظر می رسد قوه قضاییه تمایل چندانی به اعلام اسامی دزدان مذکور ندارد.با مراجعه به صفحه اصلی این سایت  اسم هیچ مفسد اقتصادی در صفحه اول پایگاه مذکور وجود ندارد و جزییات و اسامی انان در ادامه مطلب و در صفحات جداگانه قرار دارد بطوری که کاربر با یک بار مراجعه به صفحه اصلی متوجه چیزی نمی شود لابد ابروداری می کنند.این امر نه از روی ناچاری یا طبیعی است بلکه بصورت عمدی صورت می گیرد.واینک متن قانون مذکور                                                     

طرح اصلاح تبصره (1) ماده (188) قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 و الحاق سه تبصره به آن که با عنوان طرح اصلاح ماده (188) قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 و الحاق سه تبصره به آن به مجلس شورای اسلامی تقدیم و یک فوریت آن در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ 5/11/1384 تصویب گردید و در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ 24/3/1385 مجلس با اصلاحاتی تصویب و به تأیید شورای نگهبان رسید.

قانون اصلاح تبصره (1) ماده (188) قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 و الحاق سه تبصره به آن

        ماده واحده ـ اصلاحات ذیل در ماده (188) قانون ...

آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 به عمل می‌آید:
       
الف ـ تبصره (1) ماده (188) به شرح زیر اصلاح می‌شود:


       
تبصره 1ـ منظور از علنی بودن محاکمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانه‌ها می‌توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مکتوب تهیه کرده و بدون ذکر نام یا مشخصاتی که معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاکی و مشتکی عنه باشد منتشر نمایند. تخلف از حکم قسمت اخیر این تبصره در حکم افترا است.

        ب ـ تبصره‌های ذیل به عنوان تبصره‌های (3)، (4) و (5) به ماده (188) الحاق می‌گردد:


       
تبصره 3ـ در موارد محکومیت قطعی به جرم ارتکاب اختلاس، ارتشا، مداخله یا تبانی یا اخذ پورسانت در معاملات دولتی، اخلال در نظام اقتصادی کشور، سوء استفاده از اختیارات به منظور جلب منفعت برای خود یا دیگری، جرایم گمرکی، جرایم مالیاتی، قاچاق کالا و ارز و به طور کلی جرم علیه حقوق مالی دولت، به دستور دادگاه صادرکننده رأی قطعی خلاصه متن حکم شامل مشخصات فرد، سمت یا عنوان، جرایم ارتکابی و نوع و میزان مجازات محکوم علیه به هزینه وی در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار و عنداللزوم یکی از روزنامه‌های محلی منتشر و در اختیار سایر رسانه‌های عمومی گذاشته می‌شود. مشروط به آن که ارزش عواید حاصل از جرم ارتکابی یکصدمیلیون (100.000.000) ریال یا بیشتر از آن باشد.


       
تبصره 4ـ مرجع تجدید نظر موظف است حداکثر ظرف مدت شش ماه به پرونده‌های موضوع این ماده رسیدگی و حکـم صـادر نماید در صـورت تأخیر بدون عذر موجـه، قضات شعبه رسیدگی‌کننده به مجازات انتظامی از درجه (4) به بالاتر محکوم می‌شوند.


       
تبصره 5 ـ هر یک از مقامات قضایی یا اجرایی که از تکلیف موضوع این ماده تخلف نماید یا به نحوی از انحاء مانع از اجرای آن گردد به مجازات مقرر در ماده (576) قانون مجازات اسلامی محکوم خواهد شد[1].


       
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ بیست و چهارم خرداد ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و پنج مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ  13/3/1385به تأیید شورای نگهبان رسید.

رئیس مجلس شورای اسلامی ـ غلامعلی حدادعادل

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 23:27  توسط ایمان | 
پس از حضور قاریان محترم قران کریم در مسابقات بین المللی قران ایران تعدادی از قاریان بین المللی خارجی در شهر های مختلف کشور حاضر شدند و  در حضور مردم قران تلاوت کردند. در یکی از این شهر ها اینجانب جهت استفاده از تلاوت یکی از این اساتید حاضر شدم.قاری از کشور مصر بود.در ساعت ۳ عصر قاری محترم حاضر شدند.پس از تلاوت قران متاسفانه ایشان را با یک خودرو  پژو اردی بردند.وسیله نقلیه مال سپاه که سربازی راننده ان بود و تازه در صندلی عقب که قاری محترم نشسته بودند ۲ نفر دیگر هم نشستند که یکی از افراد به یک نفر از این ۲ نفر گفت پیاده شود و  ان فرد پیاده شد.متاسفانه در کشور ماتشریفات به کلی رخت بر بسته و هیچ کاری بدون نقض انجام نمی شود.قاری محترمی که مهمان ما می باشد و داری مقامی والا در نزد مسلمانان است را اینگونه پذیرایی می کنیم که نه در شان ایشان و نه در شان کشور ماست.برنامه پیک بامدادی که بعد از اخبار ساعت ۸ پخش میشه گزارشی را پخش کرد که در یکی از شهرهای خراسان شمالی بلندگو ایراد پیدا کرد و قاری محترم خارجی مجبور شد بدون بلندگو قران را قرائت کند و با دلخوری مجلس را ترک نماید .
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 5:25  توسط ایمان | 
در برنامه های خارجی که از تلویزیون وطنی پخش میشود و به زبان اصلی است و در نتیجه زیر نویس فارسی دارد  ملاحظه می شود به کرات و همزمان با نمایش زیر نویس برنامه های بعدی شبکه یا سایر اطلاعات به تناوب پخش می شود و در نتیجه مقداری از پیام های ان برنامه به بیننده منتقل نمی شود. لازم است مسئولین سیما از این عمل نادرست اجتناب نمایند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 4:6  توسط ایمان | 
امروز با مردی برخورد کردم که داستان زندگی وی جالب بود. مدت ۲۰ سال است که با خانمی ازدواج کرده است.در این مدت بچه دار نشدند.به مراکز درمانی شهر های مختلفی رفتند اما نتیجه ای نگرفتند.مشکل از طرف خانمش است . یک بار برای خرید بچه ای به قولش به تهران رفتند.بچه ای را پیدا کردند و ۵۰۰ هزار تومان قیمت گذاشتند.پدرش معتاد و در زندان بود .مرد به زنش گفت پدر بچه در زندان است و معلوم نیست چه جور ادمی است و بچه اش چه جور در بیاید و منصرف شدند.مرد گفت من زنی را صیغه(ازدواج موقت) می کنم و پس از بدنیا اوردن بچه که مال خودم است و از مادرش می گیریم و خودمان بزرگش می کنیم و بالاخره این بچه ماست.زنش قبول نکرد. مرد رفت زنی راصیغه کرد.۳ سال بعد بچه که دختر است بدنیا امد.مدت عقد تمام شده است و دختر پیش مادرش است تا دو سالش تمام شود.مرد خرجی بچه را می دهد .اما زن اولی وی از مرد به خاطر این ازدواج شکایت کرده است و ....
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 2:32  توسط ایمان | 
با جستجو در پایگاه های اطلاع رسانی یا در مجالس مذهبی ملاحظه می شود تعدادی از انها به مقدسات و اعتقادات طرف مقابل حمله کرده وانها را زیر سوال برده وبه سخره می گیرند. متاسفانه تعدادی از شیعیان دانسته یا ندانسته اب به اسیاب دشمن ریخته و تصور می کنند فقط انان دیندار و مسلمان و شیعه هستند. این اعمال نه به نفع شیعه است نه به نفع سنی و تنها نفع ان متوجه امریکا و صهیونیسم بین الملل است و استعمارگران از سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن نهایت استفاده را چه در گذشته و چه اکنون برده اند. مسلمانان به اندازه کافی دشمنان قسم خورده و کاملا مجهز و اگاه و دارای توانایی های علمی و مادی و نظامی فراوان دارند پس نیازی به دشمن تراشی در داخل امت اسلامی که خطرناکترین اسیب است ندارند.مسلمانان می توانند در عین داشتن اعتقادات خودشان با همدیگر بحث کنند نه جدل. هر کس شهادتین (اشهدا ان لااله الا الله و محمدا رسول الله)را گفت مسلمان است.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 18:46  توسط ایمان | 
با جستجو در اینترنت به خبر هایی بر می خوریم که اندکی برای کاربران ایرانی جالب است .کاربر ایرانی تمایل دارد مطلب بیشتری در ان خصوص پیدا کند اما با صد افسوس دقیقا همان خبر را در بسیاری از سایت ها بدون کوچکترین تغییر و اضافه کردن مطلب و اطلاعات جدید و کاملتر پیدا می کند. انتظار این است حداقل سایت هایی که در خصوص خبر فعالیت تخصصی دارند کمی به خودشان زحمت بدهند و با تلاش نسبت به تولید خبر اقدام کنند و صرفا خبر ها را کپی نکنند.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 18:32  توسط ایمان | 
سالها قبل حدود سال ۱۳۶۴یا ۱۳۶۵ که ماشین ها خیلی کمتر بود و مردم برای تردد خیلی مشکل داشتند مخصوصا برای رفتن به روستاها یک روز من هم مثل تعداد زیادی از مردم در جایی بین دو شهر منتظر رسیدن ماشین بودیم تا به روستا برویم.در این بین مسافران در کنار مغازه ها می ایستادند.همه ما شاهد بودیم پیر زنی به مغازه خواربار فروشی مراجعه کرد و به مغازه دار گفت برای گرفتن مقداری ارد از نانوایی که در ان نزدیکی بود نایلون می خواهد مغازه دار با گرفتن وجه  نایلون را تحویل داد.چند لحظه بعد پیر زن با همان نایلون برگشت و گفت نایلون پاره بود .صاحب مغازه خیلی عصبانی شد و گفت رفتی نایلون را پاره کردی و الان امدی و می گویی پاره بود من الان می روم  و یکی دیگر را می اورم اگر پاره بود. رفت از داخل یک کیسه نایلونی دیگر یکی دیگر اورد .دست خودش را داخل ان برد تا اثبات کند نایلون پاره نیست و پیر زن دروغ می گوید.به محض گذاشتن دستش از ان طرف در امد و وی شرمنده شد .بچه اش هم یکی دیگر را برداشت که ان هم پاره بود.بچه اش گفت بعضی ها اینجوری می شوند. برای ما هم جای تعجب بود که چرا همه کیسه ها پاره بود و درسی که همیشه زود قضاوت نکنیم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 14:38  توسط ایمان | 

سالها پیش یک نفر  در جمع ما شعری را گفت که برایم جالب بود . از ان موقع تا کنون مفهوم ان در ذهنم بود ولی شعرش را فراموش کرده بودم تا اینکه اخیرا انرا در جایی پیدا کردم.شعر می گوید موقعی که تو به دنیا امدی گریان بودی و اطرافیان تو خوشحال بودند پس طوری امروز زندگی کن که فردا که مردی و از این دنیا رفتی خودت از کارهای خیری که کردی و از عملکرد خودت راضی و خشنود باشی و در حالی که خندانی انان را ترک و به ملاقات خدا بروی و دیگران از اینکه فردی نبکوکار و خوب و صالح و کسی که برای دیگران مفید و سر پناه انان بود و از ان به بعد در جمع شان نیست تا از وی استفاده کنند و نعمتی را از دست می دهند گریان باشند.                                                              
شعر از اوحدی مراغه ای
                                       
ای امده گریان تو و خندان کس وز امدن تو گشته شادان همه کس
امروز چنان باش که فردا چو روی خندان تو برون روی و گریان همه کس
                     

زندگی بافتن یک قالیست.

نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی،

نقشه را اوست که تعیین کرده.

تو در این بین،فقط میبافی.

نقشه را خوب ببین.

نکند آخر کار،قالی زندگیت را نخرند....

          (روحش شاد، سهراب عزیز)

                                              
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 13:41  توسط ایمان | 
اغلب مجموعه های تلویزیونی که از سیما پخش می شود دارای داستانهای کلیشه ای و فاقد پیام اموزنده فرهنگی است.عمده موضوعات حول اختلاف خانواده ها می باشد.شوهر علیه زن و برعکس والدین علیه فرزندان و بلعکس .بستگان علیه یکدیگر و....در بسیاری از برنامه ها لهجه های اقوام مختلف کشور  به سخره گرفته می شود.داستانها ناراحت کننده است و لازم است جهت انسجام کشور داستان فیلم ها شاد در عین اینکه اموزنده باشد.به قول یکی از اساتید دانشگاه که سخنان وی در سر کلاس ذانشگاه از تلویزیون پخش شد (احتمالا دکتر رفیعی)اگر فیلم ها شاد باشند زن و مرد که انرا می بینند یک کم به همدیگر نزدیکتر می شوند و بلعکس.الان مجموعه ای از شبکه ۲ یا ۳ در حال پخش است که موضوع ان شرکت هواپیمایی و نقض فنی هواپیما و سقوط ان می باشد که با توجه به ایتکه سوانح هوایی زیادی در مملکت ما رخ داده است این فیلم در تشدید احساس یاس و ناامیدی در مردم  خصوصا مسافرینی که مسیر هوایی را انتخاب می کنند نقش مهمی ذارد. بقیه از سایت"الف" کد مطلب: 79442, P.View: 2074
تلویزیون به کجا می رود    
 
علیرضا ذوالفقار
  
۱۹ مرداد ۱۳۸۹
اشاره: مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های بینندگان الف است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. بینندگان الف می توانند با ثبت نام یا ورود در سایت، در مورد نقد یا تایید این مطلب یادداشت خود را بنویسند.
 

امروزه رسانه های تصویری بخش قابل توجهی از کنترل افکار مردم جهان را بر عهده دارند و هر روز چه از نظر کمی و چه کیفی رو به افزایش اند

امروز دیگر هر کسی به خوبی می داند کسی که رسانه ها را در اختیار داشته باشد می تواند نقش موثری در کنترل قلبها و مغز های ملت ها و در ادامه کنترل جهان داشته باشد ،اکثر رسانه های جهان در دست دولت های لیبرال است که به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم توسط لابی صهیون اداره می شوند و طبیعی است که این رسانه همیشه در جهت منافع خود گام بردارند و این منافع برای برای جمهوری اسلامی ایران خطر ساز هستند

از سال 1357 با پیروزی انقلاب اسلامی یک رسانه نوپا در ایران با اهداف ضد استکباری شروع به شکل گرفتن کرد ،این رسانه در افق های دور دست خود جهانی شدن را می دید تا بتواند به یکی از مهم ترین آرمانهای انفلاب اسلامی که همان صدور انقلاب بود جامه عمل بپوشاند

امروز رسانه ملی پس از گذشت سی و چند سال به بخشی از اهداف خود رسیده است و دیگر آن رسانه نوپا و کوچک نیست اما هنوز اهداف بزرگی مانده است که این رسانه حتی به آنها نزدیک هم نشده است

امروز پس از گذشت چندید ماه از فروکش کردن فتنه در کشور گویا رسانه ملی با بحران تولید محصول روبرو است چرا که در زمان فتنه اکثر برنامه های سیاسی این رسانه نوعی واکنش به فتنه محصوب می شد و از سوی دیگر حجم زیادی از فرهنگسازی های غلط و ضعف های رسانه ای در آن به چشم می خورد

در این مقاله مختصر،قصد داریم برخی از این مشکلات را ذکر کنیم تا شاید مسئولین فرهنگی برای آنها چاره ای بیاندیشند

 

 

وجود نداشتن تنوع خبری

برای توضیح این مورد بهتر است شما یک روز کامل را به برسی اخبار سیما بپردازید ،به راحتی شاهد این موضوع خواهید بود که از ساعت 6 صبح تا 12 شب دهها بخش خبری کوچک و بزرگ پخش می شود در حالی که اگر فقط اخبار را تا پایان ساعت 2 بعد از ظهر دنبال کنید تا پایان روز هیچ خبر جدیدی برای شما وجود نخواهد داشت .

مشکل به همینجا ختم نمی شود نکته جالب تر اینجاست که متن برخی اخبار کاملا مطابق یکدیگر بوده و شما پس از 3 بار شنیدن قادر خواهید بود در بخش خبری بعدی با مجری خبر همخوانی کنید

در گزارشهای خبری نیز شما بعد از خبر بیست و سی شاهد خواهید بود که یک گزارش خبری بدون هیچ تغییری در باقی بخش های خبری پخش می شود
این مشکل دو گونه است اول :عدم وجود تنوع خبری در بخش های خبری مختلف و دوم :عدم توانایی در ایجاد یک تواتر خبری درست

شاید فکر کنید این عملکرد سیما نوعی عملکرد درست و کپی شده از سیستم تکرار خبری رسانه های غربی است اما باید دقت کرد حتی اگر هدف سیما این بوده در اجرای آن بسیار ناشیانه عمل کرده است چرا که یکی از اولین اصولی که باعث تاثیر گزار بودن تواتر خبری می شود شنیدن اخبار با عمق های مختلف و شکلهای مختلف است

در هر حال باید پرسید وقتی گروههای خبری اینترنتی ما توانسته اند این تنوع خبری گسترده را در اینتر نت ایجاد کنند به طوری که جوابگوی صلیقه همه مخاطبان پایبند به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران باشند چرا سیمای جمهوری اسلامی در این زمینه ضعیف عمل می کند

 

موج بی سوادی در اجرای برنامه ها

یکی از بارز ترین معیار ها برای سنجش سطح مطالعه و تحصیلات یک مجری دقت در نوع گویش او و استفاده از کلمات است. متاسفانه باید گفت بیش از 60 درصد مجریان سیمای ملی هنوز هم از قواعد دستور زبان فارسی بی اطلاع هستند . حدود دو سال پیش برای یک طرح تحقیقاتی دانشجویی تصمیم داشتیم با ثبت غلط های دستوری مجریان در طول یک هفته آمار کاملی تهیه کنیم اما نتایج این تحقیق نشان داد لزومی به برنامه ریزی و ایجاد یک طرح برای فهمیدن این موضوع نیست . امروز اگر قرار باشد این موضوع را برای کسی اثبات کنم از او می خواهم در هر لحظه یک شبکه دلخواه را انتخاب کند و برای مدت 10 دقیقه خوب به جملاتی که می شنود دقت کند
شدت این موضوع گاهی در گزارشهای فوتبال به حدی می رسد که جمله گزارشگر قابل فهم نیست و یا شامل دو فعل می باشد ،جالب اینکه این کمبود مطالعه و فقر فرهنگی به تولیدات سیما نیز نفوذ کرده است تا جایی که شما در برخی سریالها و فیلمهای تلوزیونی هم شاهد این مشکل خواهید بود

حال باید پرسید هنگامی که رهبر انقلاب ،امام خامنه ای در دیدار با دست اندرکاران صدا و سیما تاکید خاص و ویژه ای بر روی مبحث نوع گویش در سریالها دارند ،با وجود غلط های دستوری اصلا کار به اصلاح گویش می رسد یا خیر

این مشکل معلول علت های زیادی است که از جمله آن می توان به کمبود مطالعه در مجریان و همچنین پا فشاری مجریان با مطالعه کم بر اجرای بداهه اشاره کرد

 

فرهنگ سازی های اشتباه در تولیدات داخلی

چند بار پیش آمده است که شما تلویریون را روشن کنید و چهره یک مجری مرد را در حالی ببینید که تمامی محاسن خود را تراشیده است به طوری که هر چه سعی می کنید فرض کنید که این شیوه اصلاح حد اقل با فتوای یکی از مراجع تقلید همخوانی دارد نمی توانید. آیا این مورد به نوعی ترویج انجام اعمالی که با اسلام منافات دارد نیست؟

آیا نگاهی به برنامه های زنده کودک کرده اید ؟،نوع موسیقی این برنامه ها دقیقا همان موسیقی لس آنجلسی است که شعر های کودکانه رو آن گذاشته اند و گویا دست اندرکارانشان هم کاملا به روز بوده و از جدید ترین آهنگها استفاده می کنند ،آیا قرار است از کودکانی که این برنامه ها را می بینند در آینده انتظار تولید موسیقی فاخر و داخلی داشته باشیم؟

تا به امروز چندین جشنواره برای طرحهای لباس اسلامی در کشور با همکاری بسیاری از نهادها بر گذار شده است اما چرا شاهد استفاده از این طرحها در نوع پوشش مجریان نیستیم؟گویا مجریان سیما هر گاه می خواهند تنوعی ایجاد کنند از همان لباسهای قدیمی و گاها غربی با رنگهای شاد و یا زننده استفاده می کنند

استفاده از کلمات غیر فارسی در صحبتها و دیالوگها که دیگر این روزها نقل برنامه های سیماست ،چند شب پیش یکی از مجریان مشهور سیما در صحبت های خود گفت:((سعی کردیم با کلاس باشیم)) . به این ترتیب نباید انتظار داشته باشیم که بتوانیم زبان فارسی را پاس بداریم

فقط در تعداد کمی از تولیدات نمایشی سیما شاهد انجام واجبات دینی توسط شخصیتهای داستان هستیم

و بسیاری دیگر از مشکلات فرهنگسازی که این روزها سیما را فرا گرفته است

 

ترویج مصرف گرایی

همه ما می دانیم که یکی از اولین و مهم ترین گامهای استکبار در راستای تخریب فرهنگ یک ملت ترویج مصرف و تجمل گرایی در میان این ملت است و از سوی دیگر در سیره پیشوایان دینی خود نیز بارها و بارها از این امر نهی شده ایم
اما با این حال باید پرسید چرا صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران باید باعث ترویج این فرهنگ باشد

یکی از مهم ترین ابزار های ترویج مصرف گرایی تبلیغات تلویزیونی است . دست اندر کاران سیما بار ها و بار ها در توجیه این موضوع بیان کرده اند که صدا و سیما باید قسمتی از بودجه خود را از این راه به دست بیاورد

اما باید از مسئولین پرسید آخر به چه قیمتی؟آیا نباید یک برنامه ریزی دقیق برای حذف تبلیغات از سیما یا حد اقل کم کردن آنها داشته باشیم؟

آیا پخش تبلیغات بعد از پایان قسمت آگهی های بازرگانی و یا در دقایق نخستین بازی های فوتبال هم بخشی از شیوه کار سیما است؟

با چنین رویه ای آیا باید انتظار داشت جامعه مطابق با دستورات اقتصادی ائمه داشته بلاشیم یا قرار است جامعه ما نسخه ترجمه شده جوامع غربی باشد؟

 

بخش تولیدات غربی بدون در نظر گرفتن کارکرد

چند سال پیش شاهد آن بودیم سیمای جمهوری اسلامی سری سه تایی فیلم تماما صهیونیستی و آخرالزمانی "ارباب حلقه ها" را که به نوعی مانیفست جهانبینی یهودی و ماسونی به شمار می رود بخش کرد

اتفاق فوق به همینجا ختم نشد و ما شاهد پخش این سریال در 3 زمان دیگر نیز بودیم

فیلمهایی نظیر کنستانتین و بسیاری دیگر از فیلمها که به صورتی علنی جهانبینی یهود را ترویج می کنند در سیما دوبله و پخش می شود و جالب تر اینکه بعد از پخش این فیلمها هیچ نقد و برسی در مورد آنها انجام نمی شود

این روزها شاهد آن هستیم که پس از موج کارتون های بی شیرازه برنامه های کودک ،سیما به پخش کارتونهای دوره بیست ساله پیشین خود روی آورده است که گاها حتی برخی کاراکتر های داستانهایش به مانند خاخام های یهودی کلاه و ریش مخصوص هم دارند و به علت قدیمی بودن این تولیدات رمز های آنها حتی توسط افراد غیر متخصص هم قابل بازگشایی است

آیا سیما در زمینه سینمای استراتژیک یک متخصص درست و حسابی هم ندارد؟

اگر قرار است ما با دست خودمان و بودجه بیت المال کار دوبله و پخش سلاح های فرهنگی را انجام دهیم همان بهتر که اجازه دهیم این تولیدات به صورت دوبله نشده و خارج از سیما به دست مردم برسند چراکه از نظر بودجه دیگر متضرر نمی شویم

 

تقلید های نا بجا

اگر کمی در بخش خبری ساعت 19 دقت کنید متوجه شباهت زیاد آن با استدیو بی بی سی بخش فارسی و برنامه های آن می شوید

با این تفاوت که مدل بی بی سی درست یا غلت قابلیت اجرا شدن در سیستم صدا و سیمای ما را ندارد و در نتیجه برنامه به شدت ضعیف و خنده دار جلوه می کند

در این بخش خبری مجری دور چند مجری جوان تر که هر کدام پشت یک رایانه نشسته اند می گردد و سعی می کند به طور کامل برنامه بی بی سی را تقلید کند

در یکی از بخش های خبری شبکه خبر هم شاهد این موضوع بودیم که برنامه ای به تقلید از "نوبت شما" که در بی بی سی پخش می شود ساخته شده و جالب تر آنکه حتی سعی شده از منوها و جلوه های گرافیکی همان برنامه استفاده شود

آیا برای سیمای جمهوری اسلامی ایران زشت نیست که دست به چنین تقلید مو به مو و کور کورانه ای بزند که موجبات تمسخر خویش را فراهم کند؟

بهتر نبود از این برنامه ها ایده و طرح می گرفتیم تا برنامه های با کیفیت تری بسازیم؟

 

روحیه انتقاد نا پذیری سیما

اواخر فتنه سال 88 شاهد آن بودیم که دکتر ضرغامی برنامه های نقد خوبی را با خبر نگاران برگذار کردند اما گویا فقط همان یکبار بود و بس

چند روز پیش شبکه یک سیما حدود 30 مصاحبه در مورد عملکرد خود نشان داد که در کمال تعجب همه 30 نفر مصاحبه شونده با حرارت خاصی از این شبکه تشکر می کردند

اگر قرار است برای خود تبلیغ کنید این راهش نیست و اگر مقصود بهبود کیفیت برنامه هاست باید گفت آیا سیما حتی یک منتقد هم نباید میان این 30 نفر می داشت؟

متاسفانه این روحیه در تمام بخشهای سیما نفوذ کرده است

 

کلام آخر

اگر قرار باشد موارد فوق را بسط دهیم شاید به جای مقاله لازم باشد کتابی تهیه کنیم چرا که "سیمای ضرغامی" امروز بسیار ضعیف عمل می کند و این عمکرد ضعیف باعث شده نه تنها مانع و رقیبی برای رسانه های بیگانه نباشد بلکه از روی مدیریت ضعیف و نا آگاهی مروج برنامه های غربی بیگانگان نیز باشد

شاید بهترین مدلی که می توان برای وضعیت سیمای ضرغامی در نظر گرفت مانند دستگاهی است که فقط ادامه کار می دهد و گاها مشکلات جزئی خود را بر طرف می کند و هیچ گونه ارتقائی در آن به چشم نمی خورد گویا قرار است این دستگاه برای مدتی موقتا به کار خود ادامه دهد

امید است مسئولان مربوطه در جهت بهبود این وضعیت تلاش کنند و متخصصین امر در جهت انتقاد هایی تخصصی تر و سازنده تر از متن این حقیر

باشد که در سایه ولایت امام خامنه ای این رسانه ملی و استکبار ستیز خواب شب را از چشم بیگانگان برباید

 

علیرضا ذوالفقار


+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 1:51  توسط ایمان | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
با سلام خدمت کلیه کاربران محترم وبلاگ حاضر در خصوص مسائل روزانه یا خاطرات شخصی است که به نظر نویسنده برای بازدیدکنندگان محترم جالب یا مفید خواهد بود.از انتقادات و پیشنهادات شما در بهبود این وبلاگ استفاده خواهد شد.
التماس دعا

پیوندهای روزانه
ایران توانا
نی نی کوچلو
کارت پستال
میثم 1369
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
دی 1390
اسفند 1389
آذر 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
برچسب‌ها
زنجیر چرخ در تابستان (1)
پیوندها
نگاهی نو
باز هم سلام
تونل های غزه
اسامی مفسدان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM